– در مورد ماجرای راهب بحیرا مطلبی خواهم گفت. سؤالم در مورد ملاقات حضرت رسول اکرم (ص) در سفر دوم به شام، در سن ۲۵ سالگی، یعنی قبل از نبوت، با جانشین بحیرا، یا به روایتی دیگر با خود بحیرا است. در این روایت دوم، سؤالم مربوط به زیارت ایشان از آن شخص است.
– این بازدید چقدر طول کشید؟
– آیا هدف از این دیدار این است که سرور ما به اطلاعات مربوط به ادیان آسمانی علاقه مند است، یا دلیل دیگری دارد؟
– اگر اطلاعاتی دارید، بفرمایید. اگر هم ندارید، نظرتان را بگویید.
– ضمناً، قصد افترا و تهمت زدن به او را ندارم، مثل این که از او اسلام را آموخته و کافر شده، فقط از روی کنجکاوی می پرسم.
برادر/خواهر گرامی ما،
در برخی از منابع سیره و تاریخ اسلام، حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هنوز…
دوازده
(به روایتی دیگر، نه)
ساله
گفته می شود که او در دوران کودکی توسط عمویش، ابوطالب، به همراه یک کاروان تجاری قریش به سوریه برده شد.
کاروان طبق معمول در بصره بود،
بَحیرا
در نزدیکی صومعه آن راهب گوشه نشین که با نام … شناخته می شد، اقامت کرده بود.
به روایتی، در این صومعه کوچک که بهیرا در آن زندگی میکرد، از دیرباز کتابی وجود داشته و هر راهبی که آن را میخوانده، داناترین عالم مسیحی میشده است. ابن ندیم، متون دینی بهیرا را صحف…
(برخی از وحی هایی که بر پیامبران پیشین نازل شده بود)
میگوید که ممکن است ترجمههایی وجود داشته باشد.
این یکی از آن کشیشان دانشمند بود.
باهیرا،
در سفرهای پیشین، قریشیان که از آنجا میگذشتند، او با آنان کاری نداشت و با هیچکس سخن نمیگفت. اما این بار، از صومعه که به بیرون نگریست، دید که حضرت محمد (ص) را ابری سایه انداخته و چون زیر درختی نشسته، شاخههای آن بر او خم شده است. پس از آن، بلافاصله سفرهای چید و کاروانیان را به صرف غذا دعوت کرد.
ابن حجر پس از آنکه بیان میکند ابن منده و به تبع او ابونعیم اصفهانی، بحیرا را صحابی دانستهاند، با این نظر مخالفت کرده و اظهار میدارد که هیچگونه اطلاعاتی مبنی بر اینکه بحیرا پس از بعثت پیامبر اکرم (ص) ایشان را دیده باشد، وجود ندارد.
همچنین ذکر میکند که روایاتی وجود دارد مبنی بر اینکه حضرت محمد (ص) در سفر دوم خود به سوریه با کاروان تجاری حضرت خدیجه در سن بیست و پنج سالگی، بار دیگر به دیدار بحیرا رفته است. حلبی نیز میگوید که راهبی که حضرت محمد (ص) در این سفر دوم با حضور حضرت ابوبکر و حضرت بلال با او ملاقات کرد، بحیرا نبوده، بلکه جانشین او بوده است.
ناستورا
او بیان میکند که برخی منابع این دو واقعه را با هم اشتباه گرفته و به عنوان یک رویداد واحد ذکر کردهاند و این دو راهب غیرمسلمان باید از اهل فترت محسوب شوند.
روایتی هم در مورد دومین سفر حضرت محمد (ص) به شام به این صورت است:
«در سفر قبلی حضرت به شام، راهب بحیرا که در صومعه بود، فوت کرده و راهبهای به نام نستورا جانشین او شده بود. فرود آمدن حضرت زیر درخت زیتون از نظر راهبهای که از پنجره کاروان را تماشا میکرد، پنهان نماند. او میسره را که قبلاً با او آشنا بود، نزد خود فراخواند و از او پرسید که آنکه زیر درخت اقامت دارد کیست. میسره،
او مردی از قریش و اهل مکه است.
گفت. ناستورا لحظهای به فکر فرو رفت. سپس فکری را که به ذهناش خطور کرده بود، با حیرت به میسره بازگو کرد:
«تاکنون هیچکس جز پیامبر زیر آن درخت فرود نیامده است.»
سپس از میسره این سوال را پرسید:
آیا در چشمان او کمی قرمزی وجود دارد؟
از میسره
‘بله.’
پس از دریافت پاسخ، او تشخیص خود را قطعی کرد:
او پیامبر است. و او آخرین پیامبر است.
.’
”
(
(سیره، ۱/۱۳۰؛ روض الأنف، ۱/۱۲۲)
واقعه بحیرا که در منابع اسلامی به این صورت نقل شده، از سوی مسیحیان به شیوهای کاملاً متفاوت مورد ارزیابی قرار گرفته است. در آپوکالیپس بحیرا که ادعا میشود در قرن یازدهم و دوازدهم میلادی توسط شخصی به نام ایسویاب نوشته شده، به این واقعه به طور مفصل پرداخته شده است. گوتایل که متن اصلی این کتاب را به همراه ترجمه انگلیسی آن منتشر کرده است (یک نسخه به زبان عربی و یک نسخه به زبان سریانی)، اظهار داشته است که این متون، شواهد قابل توجهی از چگونگی تحریف روایات تاریخی به منظور دشمنی با دین اسلام را نشان میدهند. وی همچنین به وضوح بیان کرده است که این متون توسط مسیحیان جعل شدهاند تا ثابت کنند که حضرت محمد (ص) به دروغ ادعای نبوت کرده و مطالبی که به اعراب ابلاغ کرده، صرفاً القائات راهب بحیرا بوده است.
مناقشات پیرامون واقعه بحیرا، که در طول قرون وسطی توسط مسیحیان مورد سوء استفاده قرار گرفت، و به واسطه آن، جهان مسیحیت علیه پیامبر اکرم (ص)، قرآن کریم و همه مسلمانان تحریک شد، تا زمان ما ادامه یافته است.
برخی از مستشرقان ادعا میکنند که روایاتی مبنی بر اینکه اهل کتاب از قبل در کتابهای خود از نبوت حضرت محمد (ص) آگاه بودهاند، توسط مسلمانانی که از مسیحیت به اسلام گرویدهاند، جعل شده و این صرفاً یک افسانه است.
کائتانی پس از خلاصه کردن مطالعات انجام شده در غرب در این زمینه، به این نتیجه رسید که واقعه بحیرا اقتباسی از یک فقره از عهد عتیق است.
(اول سموئیل، ۱۶/۲-۱۳)
او با اشاره به مطالعاتی که به این نتیجه رسیده بود، و با اصرار بر اینکه این روایات جعلی هستند، ادعا کرد که منبع الهام پیامبر (ص) را باید نه در مسیحیت، بلکه در میان یهودیان عربستان جستجو کرد.
(تاریخ اسلام، ۱/۳۱۲)
برخی از علمای مسلمان که از این ادعاهای ناعادلانه و مغرضانه در جهان مسیحیت ناراحت بودند، با اشاره به این که این ادعا که پیامبر اکرم (ص) در دیدار کوتاهی با بحیرا یا جانشینش نستورا، به اصولی از دین اسلام پی برده است، با عقل و منطق سازگار نیست، این واقعه را یا به طور کلی رد کرده اند و یا آن را شایسته توجه و رد کردن ندانسته اند.
در اصل
بَحیرا
یا
ناستورا
قبول یا رد این واقعه از نظر شخصيت حضرت محمد (ص) و دین اسلام اهمیتی ندارد. زیرا قرآن، کلام خدا، که هم از نظر لفظ و هم از نظر معنا معجزه است و تمام احکام عقل و علم را تصدیق می کند، با تمام طراوت خود در دسترس است.
با سلام و دعا…
اسلام در پرتو پرسشها