برادر/خواهر گرامی ما،
اثبات وجود یا عدم وجود چیزی، چه به صورت عینی و چه به صورت انتزاعی.
بر این اساس، وجود ادعا شده با نشان دادن آن در هر مکان یا زمان ثابت می شود و در اصل، اگر آن چیز وجود داشته باشد، نشان دادن آن بسیار آسان است.
زیرا لازم است ثابت شود که آن چیز در تمام زمان ها و مکان ها وجود ندارد.
در مورد پیشنهاد هم وضع به همین منوال است.
اگر شما بتوانید آن را در زمان و مکان مشخصی بین زمین و مریخ نشان دهید، وجود آن را ثابت کردهاید، اما اگر نتوانید، این به معنای عدم وجود آن در آن مکان و زمان مشخص است. در نهایت، همانطور که عدم وجود چنین چیزی در کل جهان قابل اثبات نیست، اثبات وجود آن نیز تنها به شرایط زمان و مکان خاص و شرایط ادراک و اندازه گیری ناظر بستگی دارد.
اما اگر ادعای وجود یا عدم وجود چیزی را مطرح کنیم که آن را ندیدهایم و نتوانستهایم اندازهگیری کنیم، بدون اینکه بر اساس هیچ دانش و یافتهای باشد، در این نقطه است که منطق آنالوگ وارد عمل میشود.
ما این ادعا را با مقایسه با موارد مشابه یا با عدم توانایی در مقایسه به دلیل عدم وجود موارد مشابه، تأیید یا رد می کنیم.
اساساً ما نمیتوانیم وجود چیزی را که به طور ملموس میبینیم و درک میکنیم، با قطعیت کامل و به صورت عینی اثبات کنیم. زیرا در نهایت، این امر به شرایط خاصی بستگی دارد و از یک استنتاج ذهنی مبتنی بر ادراکات ما فراتر نمیرود.
این نوع منطق، ذاتیِ طبیعت نیست.
ما فقط با استدلال منطقی منظم میتوانیم آن را اثبات کنیم. دلیلش هم این است که هر چیزی که در اطراف خود میبینیم، به طور مداوم در حال ساخته شدن است.
اینکه این چیزها در طول زمان آغازی دارند، خود دلیلی بر وجود این حالت “ساخته شدن” است.
بنابراین، پس از استدلال به وجود یک خالق، به وجود منحصر به فرد او فقط از طریق…
بنابراین، رد کردن تصورات از خدا که بر اساس استدلالهای ابتدایی استوار است، به معنای ارتقای استفاده از عقل در میان صاحبان این تفکرات است.
صدها نمونه از این موارد در قرآن کریم وجود دارد و به طور مکرر به آن اشاره شده است.
در این روایات، خداوند متعال از هرگونه استدلال و تصورات مربوط به مخلوقات مبرا دانسته شده و فراتر از وجود او، به ویژه به سوی ایمان به یگانگی خاص او دعوت میشود.
این تعاریف خاصِ ‘است.
با سلام و دعا…
اسلام در پرتو پرسشها