– لطفا به اختصار و به ترتیب، منبع و صحت این حدیث و موارد مهمی که باید در مورد آن آموخت را شرح دهید؟
– رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
«(ابتدا) سکوت را بیاموزید، سپس بردباری را، سپس علم را، سپس عمل کردن به آن علم را، و در آخر (آن علم را) نشر دهید.»
برادر/خواهر گرامی ما،
روایت مربوطه به شرح زیر است:
«
(اولاً)
سکوت را بیاموزید، سپس بردباری را، سپس دانش را، سپس عمل کردن به آن دانش را، و در آخر (آن دانش را) منتشر کنید.
(ر.ک. بیهقی، شعب الإیمان، 3/282).
– قبل از هر چیز باید بگویم که این حدیث مرفوع نیست. یعنی سخن پیامبر اکرم (ص) نیست، بلکه سخن جابر بن عبدالله انصاری از صحابه است.
ما به هیچ اطلاعاتی در مورد تصحیح یا نقد این روایت دست نیافتیم.
– رتبه بندی در اینجا ممکن است بسته به موقعیت و فرد متفاوت باشد.
اگر بخواهیم به ترتیب به این موارد بپردازیم، میتوانیم بگوییم:
سکوت،
چیز بسیار خوبی است. زیرا هرچه بیشتر حرف بزنی، بیشتر اشتباه میکنی. در سکوت، تفکر هم هست.
تفکر
یکی از مهمترین علوم است.
“سخن گفتن نقره است، خاموشی طلا.”
این سخن بسیار پرمعنا است.
به همین دلیل، قبل از صحبت کردن
سکوت
کسانی که یاد می گیرند،
تفکر
به این ترتیب، دانش لازم برای صحبت کردن از طریق آن را نیز فرا می گیرند.
حلیم
،
به معنای خوش اخلاق، متین و باوقار بودن است.
فردی که این خصلت را داراست، از حرکات ناگهانی و رفتارهای احساسی افراطی که گناه را در بر دارد، مصون می ماند. شخصیت کسی که این خصلت را دارد، به آسانی به چیزهای لکه دار کننده آلوده نمی شود و زندگیش همواره با وقار آراسته می شود.
همچنین، در مناظرات، مجادلات، بحثهای علمی و غیرعلمی، از حد انصاف تجاوز نمیکند، زیرا زینت حلم درونی او، به عنوان یک اکسسوری زیبا به بیرون منعکس میشود و بدین ترتیب تعادل متوازنی بین عالم درون و عالم بیرون او برقرار میگردد.
دانش
ما فکر میکنیم که نیازی به توضیح بیشتر این صفت نیست. زیرا سرآغاز هر چیز دانش است.
ایمان و معرفتالله هر دو محصول علم هستند.
به نقل از امام شافعی در مورد علم و دانش چنین آمده است:
“ارزش کسی که قرآن را فرا میگیرد، بالا میرود. ارزش کسی که فقه را فرا میگیرد، افزون میگردد. دلیلهای کسی که احادیث را مینویسد (میخواند)، قوی میشود. نظر/ذهن کسی که به حساب/ریاضیات مشغول است، قوی میگردد. علم کسی که نفس خود را (از گناهان) حفظ نمیکند، به او سودی نمیرساند.”
(ذهبی، سیر أعلام النبلاء، 10/24).
سبکسری، لکهای بر دامان علم است.
حلم، جوهری است که علم را زینت می بخشد.
امل،
آنچه به علم ارزش میبخشد، عمل کردن به آن است.
پزشکی که نسخه ننویسد، معماری که بنا نسازد، و آخوندی که با تقوا آمیخته نشود، هیچ ارزشی ندارند.
عمل جراحی دو بخش دارد:
اولاً:
عمل کردن عالم به علم خود.
دوم:
نشر علم برای بهرهمندی دیگران، به معنای آن است که کاری کند تا دیگران به آن عمل کنند.
به طور خلاصه:
مهمترین وظیفه یک فرد این است که هر بیماری ای که در آن لحظه به آن مبتلا شده است را درمان کند.
به همین ترتیب، مهمترین وظیفه هر فرد در هر دوره زمانی، فراگیری آن علم و خصلتی است که در آن زمان به آن نیازمند است.
بسته به مورد / بر حسب مورد
“سخن گفتن نقره است، خاموشی طلا.”
، اما بسته به موقعیت
“سکوت نقره است، سخن طلاست.”
این اولویت را می توانیم از این حدیث شریف درک کنیم:
از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که مردی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت:
به من پند بده.
گفت.حضرت محمد (ص) به او فرمود:
“عصبانی نشو!”
فرمود.آن مرد خواسته اش را چند بار تکرار کرد. پیامبر ما (ص) هم (هر بار)
“عصبانی نشو!”
فرمود.
(بخاری، ادب ۷۶؛ ترمذی، برّ ۷۳)
این وضعیت نشان می دهد که مردی که به دنبال نصیحت است، در حال حاضر به چه چیزی بیشتر از همه نیاز دارد.
عصبانی نشدن، خشمگین نشدن
این بود. این بیماری بود که ابتدا باید درمان میشد.
“پهلوان قوی و قهرمان،”
(روی تشک کشتی)
هیچ کس نیست که بر همه پیروز شود. پهلوان قوی و قهرمان کسی است که در هنگام خشم بر نفس خود مسلط باشد و خشم خود را فرو نشاند.”
(مسلم، بر و صله، ١٠٧)
از حدیث شریفی با این مضمون،
چه گوهر های اصیلی هستند حلم، علم و سکوت.
می توان فهمید که.
با سلام و دعا…
اسلام در پرتو پرسشها