– شما در مورد آیه قرآن که به ازدواج با چهار زن اشاره دارد، میگویید: «قبلاً ده زن بود، قرآن آن را به چهار زن تقلیل داد». آیا ما به قدرت خدا شک داریم که میگوییم آن را به چهار زن تقلیل داد؟
– آیا خدا میتوانست آن را به عدد ۱ هم نازل کند؟ آیا به این دلیل که مسلمانان ممکن است به آن اعتراض کنند، خدا آن را به عدد ۴ نازل کرد؟
– آیا شرح این موضوع به این شکل، ما را به شک در ارادهی کلی پروردگارمان نمیکشاند؟
– ممکن بود در مرز 1 باشد. اگر مرد نتواند در دوران قاعدگی زن را ارضا کند، آیا وظیفه همسران مردان تکهمسر در ازدواج فقط به ارضا کردن محدود میشود؟
– یا اینکه تا به حال، مردان تکهمسر چه چیزی را از دست دادهاند، چه گناهی مرتکب شدهاند، چه کمبودی را احساس کردهاند که توانستهاند بدون زنا زندگی کنند؟
– اگر چنین نباشد، آیا دوران قاعدگی همسران، مردان تکهمسر را به خاطر ترس از زنا، به عنوان موجودی بیاراده، ناتوان از مهار امیال حیوانی خود، و فاقد هرگونه اندیشهای فراتر از جنسیت در ذهن خود، نشان نمیدهد و او را به این امر مجبور نمیکند؟
برادر/خواهر گرامی ما،
– قدرت خداوند بی انتهاست.
اما قدرت بیپایانش را با حکمت به کار میبرد. مثلاً، خداوند قادر است در یک انسان صد چشم، صد گوش و بیست بینی بیافریند. اما بر اساس حکمتش، دو چشم، دو بینی و دو گوش کافی است. آیا کسی میتواند بگوید که این محدودیت با اراده کلی یا قدرت بیپایان خداوند در تضاد است؟
وقتی موضوعات را با مقیاس درست اندازه گیری نکنیم، ناگزیر به اشتباهات در اندازه گیری خواهیم افتاد. قدیمی ها برای بیان این حقیقت می گفتند:
«اشتباه، به ضرر مقصر تمام نمیشود.»
(چیز اشتباهی را نمی توان به عنوان مقیاس درست در نظر گرفت)
گفته اند.
– “موضوع ازدواج با چهار زن در قرآن کریم”
“قبلاً ده تا بود، قرآن آن را به چهار تا رساند.”
منظور از این عبارت، دین اسلام است.
“چند همسری”
نیاورده است، بلکه این یک عادت از پیش موجود بوده و اسلام آن را…
“چهار”
هدف این است که نشان دهیم تعداد آن را به تعداد کمی کاهش داده است. وگرنه، در اینجا ارزیابی قدرت خدا مطرح نیست. خدا می توانست انسان ها را به عنوان موجوداتی بیافریند که نمی دانند “جنسیت” چیست. به هر حال، او فرشتگان را اینگونه آفرید.
– غریزه جنسی در ذات انسان نهفته است و هرگز نقص یا عیبی محسوب نمیشود. البته این غریزه عوارض جانبی هم دارد.
“قوه شهوانی، قوه غضبی، قوه عقلی”
دانسته شده است که هر چیزی دارای جنبه های افراط، تفریط و اعتدال است.
یکی از نکات اساسی امتحان، رها شدن این احساسات در انسان است. به همین دلیل است که در کنار افراد عفیف، افرادی هم هستند که به فسق و فجور میپردازند. پس این یک واقعیت است که بعضی از انسانها شهوتپرست افراطی هستند و به راههای نامشروع میروند.
– این جهان جای قدرت نیست، جای حکمت است. به همین سبب، مردم در جستجو و تبیین مسائل دینی و دنیوی، به دنبال حکمت الهی هستند، نه قدرت او.
– در وبسایت ما، به برخی از حکمتهای مربوط به چهار ازدواج اشاره شده است. ممکن است در پاسخهای مختلف، از عبارات متفاوتی برای اشاره به حکمتهای مختلف استفاده شده باشد.
یکی از این عبارات به شرح زیر است:
«هنگامی که دین اسلام در شبه جزیره عربستان گسترش یافت، برخی از آداب و رسوم جاهلیت با تمام تأثیرات خود به قوت خود باقی بودند. اسلام برخی از آنها را به طور کامل از بین برد،»
برخی را معتدل کردن
میآورد. یکی از این موارد مربوط به دوران جاهلیت بود.
مسئله ازدواج با تعداد نامحدود زن
بود. قبل از ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان، مردان،
بدون محدودیت تعداد،
آنها می توانستند با هر تعداد زن که می خواستند ازدواج کنند. این بود که قرآن کریم برای این عادت جاهلیت محدودیت قائل شد و اعلام کرد که حداکثر تا چهار زن می توان ازدواج کرد.”
– با این حال، قرآن این عدد چهار را، یا به عبارت بهتر، موضوع تعدد زوجات را به شرایط خاصی مشروط کرده است.
«
و اگر از آن بیم دارید که در میان همسرانتان عدالت را رعایت نتوانید، پس به یک همسر بسنده کنید…
(نساء، 4/3)
در آیه ای که مضمون آن در بالا ذکر شد، بر این حقیقت تأکید شده است.
– یکی از حکمتهای جواز تعدد زوجات، داشتن و تربیت فرزندان بیشتر است. زیرا تعداد فرزندانی که از یک زن به دنیا میآیند، به طور قطع به تعداد فرزندانی که از چهار زن به دنیا میآیند، نخواهد رسید.
هدف اصلی ازدواج، به دست آوردن ثمره انسانی است. بچه دار شدن و تربیت فرزندان کاری بسیار دشوار است. شهوت، پاداش پیشاپیش این کار پرمشقت است. این یک واقعیت است که هر ملتی خواهان جمعیت زیاد است. حتی پیامبر ما (ص) نیز فرمودند:
«ازدواج کنید و نسل خود را زیاد کنید، زیرا من در روز قیامت به کثرت شما افتخار خواهم کرد.»
(بیهقی، 7/81)
فرموده است.
– در طول تاریخ، جنگهای خونین بین ملتها باعث کاهش جمعیت مردان و افزایش چند برابری جمعیت زنان شده است. در چنین شرایطی، سرپرستی چند زن توسط یک مرد به عنوان یک وظیفه تلقی میشود. ترکیه پس از جنگ جهانی اول و آلمان پس از جنگ جهانی دوم این تجربه را داشتند.
در چنین مواردی، یکی از این سه فرمول به کار گرفته خواهد شد:
1.
هر مرد با یک زن ازدواج خواهد کرد و از هر سه زن، دو نفر طعم زندگی خانوادگی، عشق به فرزند و مهربانی مادری را نخواهند چشید.
2.
هر مردی با یک زن ازدواج خواهد کرد، اما روابط نامشروعی نیز با زنان دیگر برقرار خواهد کرد؛ در این صورت زن باز هم از زندگی خانوادگی، محبت مادری و عشق به فرزندان بهره مند نخواهد شد.
3.
مردی با چند زن ازدواج خواهد کرد، و با رعایت اصول عدالت در چارچوب مشروع، از حیثیت و شرف آنان محافظت کرده و از عذاب وجدان رهایی خواهد یافت.
به همین دلیل، دین اسلام با در نظر گرفتن چنین شرایطی، این فرمول نهایی بسیار زیبا و افتخارآمیز را به کار گرفته است.
– به دلیل بیماری زن و دلایل دیگر، تعدد زوجات –
در صورت تحقق شرایط-
اینکه به یک ضرورت تبدیل شود نیز یک واقعیت است.
با سلام و دعا…
اسلام در پرتو پرسشها