چرا باید در جهنم با آتش عذاب شوند، مگر راه دیگری نمانده است؟

جزئیات سوال

– در یک سایت اشتراک‌گذاری، شخصی در قسمت نظرات زیر یک پست، سوالی به این صورت پرسیده است:

– چرا آتش جهنم؟

– آیا خدا که کل جهان را در شش روز آفرید، نتوانست روش دیگری برای مجازات بندگانش پیدا کند؟

– آیا آتش زدن و سوزاندن و دوباره سوزاندن، موجب خشنودی این خدا می شود؟

– چطور می‌توان به این پاسخ داد؟

پاسخ

برادر/خواهر گرامی ما،


– “خداوند نتوانسته روش مجازات دیگری پیدا کند”

به اعتقاد اسلام، این نوع تفکر کفر است؛ زیرا این اندیشه به معنای نسبت دادن ناتوانی و نادانی به خداوند متعال است که دانای مطلق و قادر مطلق است.

– عناصر اساسی جهان هستی

آب، خاک، هوا و آتش

آری. از آنجا که حکمت الهی جهان را به طور کلی از این عناصر آفریده است، پس این چهار عنصر از آنِ اوست.

جلال و جمال

باید شایسته نامشان باشند.


از جلالش

آتش سزاوارترین عنصر برای تجلی است.


جمالین

در بهشت، که محل تجلی است، آب، هوای پاک، خاک مخصوص به آن و نور وجود دارد.

در جهنم، که محل تجلی جلال الهی است، نیز آتش وجود دارد.

– پاداش و مجازات بزرگان هم بزرگ است.


«به بندگانم خبر ده که من آمرزنده و مهربانم، و در عین حال عذاب من نیز بسیار سخت است.»


(حجر، ۱۵/۴۹)

در آیه ای که مضمون آن در بالا ذکر شد، بر این حقیقت تأکید شده است.


– در جهنم فقط آتش به عنوان عذاب وجود ندارد.

همراه با آتش، انواع مختلفی از عذاب وجود دارد. معروف‌ترین نوع عذاب، آتش است.

– از آنجا که آتش، سخت ترین عذاب هاست، این انتخاب شده است.


«آیا آفریدگار نمى‌داند؟ / آیا خدا آفریده خود را نمى‌داند؟»


(ملک، 67/13)


آتش، من

از آنجا که آتش در این دنیا به بدن انسان درد و رنج فراوانی وارد می‌کند، در آخرت نیز عذاب جهنمیان با آتش خواهد بود. به این ترتیب…

جهنم، نام آتشی است که خداوند آن را بر افروخته است.


(راغب اصفهانی، المفردات)

از آنجا که بارزترین صفت جهنم آتش است، گاهی به جای جهنم از واژه آتش استفاده می‌شود.

“انار”

مورد استفاده قرار می گیرد:


“بی‌گمان منافقان در آتشند”

(جهنم)

آنها در پایین ترین قشر قرار دارند.



(نساء، 4/145)

در این زندگی جهنمی، بزرگترین و اساسی ترین عذاب، بدون شک، آتش است. اینکه آتش، ویژگی بارز جهنم است، به این معناست که در مقایسه با دیگر شکنجه ها…

عنصری که از ریشه وجود انسان را به لرزه درمی‌آورد و نابود می‌کند.

ناشی از آن است.

به عمیق ترین نقاط بدن انسان، به تعبیر قرآن

“به سلول هایشان”

آتش، عذابی است که تا آنجا اثر می کند.

این است حال اهل جهنم، در جهنم.

“در حال سوختن و شعله ور شدن”


(معارج، 70/15)

،

“خشمگین، شعله هایش هر لحظه فروزان تر می شود”


(سوره ليل، آیه 14)


“به شدت در حال سوختن”


(فرقان، ۲۵/۱۱)

آنها را در این آتش می‌اندازند و با فریاد و ناله می‌سوزند.

بر اساس آیات، آتش تمام جهنم را فرا گرفته است. در این دره، هیچ مکانی وجود ندارد که از آتش در امان باشد و آتش به آن نرسد. کافر در تمام لحظات زندگی خود، در حالی که به عذاب های جسمی و روحی دیگر دچار است، با آتش روبرو است.


عذاب جهنم فقط آتش نیست.


جهنم،

نه فقط یک نوع، آنطور که بیشتر مردم فکر می کنند.

“اجاق غول پیکر”

نه. کسانی که به جهنم می‌روند در آتش خواهند سوخت؛ این درست است. اما تنها چیزی که در جهنم وجود دارد آتش نیست. در آنجا انسان را…

روش‌های متنوعی که هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روانی شکنجه به همراه دارند.

وجود دارد.

از آیات درمی‌یابیم که عذاب جهنم می‌تواند انواع بسیار متفاوتی داشته باشد. به عنوان مثال، علاوه بر آتش و آب جوشان، حمله حیوانات وحشی، افتادن در چاهی پر از عقرب، حشرات و مارها، مورد حمله موش‌ها قرار گرفتن، داشتن زخم‌های چرکین در حال حیات و فراتر از آن، تمام منابع عذابی که حتی تصور آن هم دشوار است، و همه اینها به طور همزمان ممکن است.

– دست‌هایشان به گردن‌هایشان بسته شده بود…

– به زنجیر کشیده شده اند…

– صورت هایشان از خشم برافروخته بود…

– غذاها، خرزهره و گیاهان خاردار…

– نوشیدنی ها، آب جوش و چرک…

– لباس‌ها در آتش…

– پیراهن هایشان از قیر بود…

– شلاق‌هایشان از آهن است…

– بسترها در آتش…

– آب جوشان بر سرشان ریخته می‌شود و پوست و شکمشان را ذوب می‌کند…

– آنها تلاش می‌کنند از آنجا خارج شوند و نجات یابند؛ اما راه فراری نیست!

– تنها آرزو و امیدشان مردن و نابود شدن است…


همه اینها بخشی از انواع عذاب جهنم است.

بیایید با مخاطب قرار دادن نفس خویش، به دنبال پاسخ این سوالات باشیم:

• آیا خوردن از درخت زقوم و نوشیدن از آب جوشان بهتر است، یا خوردن از طعام‌های بهشتی و نوشیدن از نهرهای بهشتی؟



ای نفس من

پروردگار از تو چه چیز سختی را در مقابل بهشت می‌خواهد که از دادن آن امتناع می‌کنی؟ آیا آنقدر سخت است؟ پنج نوبت نماز در روز، اگر ثروتمند هستی یک چهلم مال خود را به عنوان زکات بدهی، در طول عمر فقط یک بار به حج بروی، آیا اینها سخت است؟


• ای نفس من،

هم تعجب می‌کنم، برای چه لذتی در این دنیا حاضر می‌شوی از درخت زقوم بخوری و آب جوش بنوشی؟ برای چه لذتی حاضر می‌شوی در آتش بسوزی و به زنجیر کشیده شوی؟ در این دنیای کوتاه، چه لذتی هست که به خاطر آن حاضر شوی در آتش بسوزی؟


• پس ای نفس من،

آیا احساس محرومیت از بهشت تو را ناراحت نمی‌کند؟ قرآن ما را از برخی از گفتگوهای میان اهل بهشت و اهل جهنم آگاه می‌سازد. آری، خداوند متعال گاهی پرده را برمی‌دارد و اهل بهشت و اهل جهنم یکدیگر را می‌بینند و با هم سخن می‌گویند. آیا می‌توانی تصور کنی که درد و رنج نگاه کردن از جهنم به بهشت چگونه است؟

• در جهنم سوختن یا به بهشت نرسیدن… اما آیا از اینها دردناک‌تر هم هست؟ آیا ناسپاسی تو نسبت به پروردگارت که تو را از نیستی آفرید و تو را چون نوزادی نازنین در این جهان زنده نگاه داشت، تو را ناراحت نمی‌کند؟ در روز حساب به پروردگارت چه خواهی گفت؟


ای نفس من،

جهنم را به کناری بگذار و از تو بپرسم، پس چگونه در قبر تاب خواهی آورد؟ حتی عذاب قبر را هم به کناری بگذاریم و فقط به این فکر کنیم: اگر خداوند ما را در قبر زنده کند و هیچ عذابی ندهد، یعنی نه دیوارهای قبر بر ما بسته شود، نه فرشتگان منکر و نکیر از ما سؤال کنند، و نه عذاب و سختی‌های دیگر قبر باشد؛ فقط به این فکر کن، اگر در قبر زنده شویم و همانجا رها شویم، چگونه به آن تنهایی، آن تاریکی و آن جای تنگ تاب خواهی آورد؟ آیا می‌توانی به لانه گرگ‌ها، خانه غربت و منزل تنهایی تاب بیاوری؟ آیا همین به تنهایی عذاب کافی نبود؟


ای نفس من،

تو که تاب تاریکی قبر را نداری، و با اندیشیدن به قبر، تو را وحشت فرا می‌گیرد، پس چگونه تاب عذاب جهنم را خواهی داشت؟ شجاعت تو از جهل توست؛ از نادیده گرفتن مرگ و جهنم. اما بدان که با بستن چشمانت، تو را در این دنیا نگه نخواهند داشت. روزی خواهند گفت: «بیا بیرون». بیا، پیش از آنکه دنیا به تو بگوید «بیا بیرون»، تو به آن بگو «بیا بیرون»، آن را از دلت بیرون کن و رها شو!


ای نفس من،

حالا تو را با چند آیه از قرآن تنها می‌گذارم. ببین قرآن درباره جهنم چه می‌گوید. گوش کن، چه می‌گوید…

اگر نصیبی از هدایت داری، از این آیات کریمه سهم خود را بردار و ان شاء الله توبه کن:


• بی‌تردید کسانی را که آیات ما را انکار می‌کنند، در آتش خواهیم افکند. هرگاه پوستشان بسوزد، پوست‌های دیگری به آنان خواهیم داد تا عذاب را بچشند. همانا خداوند عزیز و حکیم است.




(نساء، 4/56)


• اهل جهنم به اهل بهشت ندا درمی‌دهند که: «از آبی که در دست شماست به ما هم بدهید، یا از روزی که خدا به شما عطا فرموده به ما هم بدهید.» اهل بهشت می‌گویند: «خداوند هر دو را بر کافران حرام کرده است.» آنان که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنان را فریب داد. همانطور که آنان روز قیامت را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند، ما نیز امروز آنان را به فراموشی می‌سپاریم.


(اعراف، 7/50-51)


• و بعد از آن جهنم است، در آنجا به او آب چرکین نوشانده شود. آن را جرعه جرعه بنوشد، ولی نتواند فرو برد. مرگ از هر سو به او رسد، ولی نمیرد. و بعد از آن عذابی سخت است.


(ابراهیم، 14/17)


• هنگامی که آتش جهنم از دور به آنان نمایان شود، خروش و غرش آن را می‌شنوند. و چون با دست‌های بسته به گردن، در جای تنگی از آن افکنده شوند، در آنجا آرزوی نابودی کنند. به آنان گفته شود: امروز آرزوی یک بار نابودی مکنید، بلکه آرزوی نابودی‌های بسیار کنید! بگو: آیا این بهتر است یا بهشت جاودانگی که به پرهیزکاران وعده داده شده است؟


(فرقان، ۲۵/۱۲-۱۵)


• اما کسانی که کفر ورزیدند، برایشان آتش جهنم است. نه حکم به مرگشان داده می‌شود تا بمیرند، و نه عذابشان تخفیف داده می‌شود. ما هر ناسپاسی را اینگونه مجازات می‌کنیم. آنان در آنجا فریاد برمی‌آورند: «پروردگارا! ما را از این جا بیرون ببر، تا عمل صالحی جز آنچه کرده‌ایم انجام دهیم.» به آنان گفته می‌شود: «آیا به شما عمر کافی ندادیم تا هر کس که بخواهد در آن بیندیشد؟ و آیا هشداردهنده‌ای به شما نیامد؟ پس عذاب را بچشید، و برای ستمگران هیچ یاوری نیست.»


(فاطر، 35/36-37)


• در آن روز، دشمنان خدا همگی در آتش جهنم گرد هم جمع می‌شوند. هنگامی که به آنجا می‌رسند، گوش‌ها، چشم‌ها و پوست‌هایشان بر ضدّشان شهادت می‌دهند. آنها به پوست‌هایشان می‌گویند: «چرا بر ضدّ ما شهادت دادید؟» پوست‌هایشان می‌گویند: «خدایی که همه چیز را به سخن درمی‌آورد، ما را به سخن درآورد. اوست که شما را در ابتدا آفرید و شما به سوی او بازگردانده می‌شوید.» شما از ترس شهادت گوش‌ها، چشم‌ها و پوست‌هایتان بر ضدّتان، از بدی‌ها پرهیز نمی‌کردید. شما گمان می‌کردید که خدا از بسیاری از کارهایتان آگاه نیست. این گمان شما درباره پروردگارتان بود که شما را هلاک کرد و از زیانکاران قرار داد. اکنون اگر تاب بیاورند، جایگاهشان آتش است. و اگر بخواهند به رضایت بازگردند، دیگر از کسانی نیستند که مورد رضایت قرار گیرند.


(فصلت، 41/19-24)


• برای کسانی که پروردگارشان را انکار کردند، عذاب جهنم است. چه بد جایگاهی است! هنگامی که در آن افکنده شوند، غرش آن را در حال جوشش می‌شنوند. نزدیک است از شدت خشم منفجر شود. هرگاه گروهی در آن افکنده شود، نگهبانان آن به ایشان گویند: «آیا پیامبری هشداردهنده به سوی شما نیامد؟» گویند: «آری، هشداردهنده به سوی ما آمد، ولی ما تکذیب کردیم و گفتیم: «خداوند هیچ چیز نازل نکرده است، شما جز در گمراهی بزرگی نیستید.» و گویند: «اگر ما گوش می‌دادیم یا تعقل می‌کردیم، در میان اهل این آتش سوزان نبودیم!»


(سوره مُلک، آيات ٦-١٠)

ای نفس من، اینک تو بعضی از آیات قرآن را شنیدی و فهمیدی، و دیدی که جهنم چیست…

آیا اکنون به عقلت رجوع کردی؟ یا همچنان بر سرکشی در برابر پروردگارت اصرار داری؟


پروردگارا! از عذابت به عفوت، از غضبت به رضایتت و از تو به خودت پناه می‌بریم. جز تو پناهگاهی و جز تو نجات‌دهنده‌ای نیست.

برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید:


– آیا در جهنم عذاب سرد هم وجود دارد؟ چه نوع عذاب هایی در آنجا خواهد بود؟


– آیا می توانید در مورد طبقات بهشت و جهنم و درهای آن اطلاعاتی بدهید؟


با سلام و دعا…

اسلام در پرتو پرسش‌ها

آخرین سوالات

سوال روز