برادر/خواهر گرامی ما،
“طلسمات”
کلمه “طلسمات” جمع واژه “طلسم” است.
طلسم
به معنای گره ناگشودنی است. یعنی بعضی از کارهایی که با آن انجام می شود، آنقدر تداوم پیدا می کند که دیگر قابل حل نیست.
به عقیده بعضی از علما، واژه طلسم، کلمهای مقلوب/وارونه است. به معنای مسلط شدن است. زیرا با طلسم به بعضی چیزها نفوذ میشود، و در مقابل آنها از زور و قدرت استفاده میشود که این به معنای مسلط شدن است.
اما طلسمات قرآنی،
این اصطلاح به معنای نوشتن، خواندن آیات مربوط به قرآن در مورد هر موضوعی، یا ترسیم اشکالی به نام “وفق” است که از آیات قرآن به دست می آیند و برای رسیدن به هدفی مورد استفاده قرار می گیرند.
ما ملزم به ارائه فهرستی از این موارد نیستیم. اما نوشتن، خواندن و دمیدن سوره فاتحه، سوره فلق و ناس، سوره جن، سوره بقره، آية الكرسي و سوره ها و آيات دیگر، و مالیدن آن به بدن یا…
وفق
دانسته شده است که نوشتن به شیوه های خاصی که به آن ها “حرز” گفته می شود، می تواند فوایدی به همراه داشته باشد یا از برخی شرور محافظت کند و یا از آن ها رهایی بخشد و این موضوع با تجربه ثابت شده است.
و دیگران را که با زنجیر به هم بسته شده بودند (به فرمان او درآوردیم).
(ص، ۳۸/۳۸)
“و برای او، از میان شیاطین، کسانی بودند که غواصی میکردند و کارهای دیگری هم انجام میدادند.”
(انبیاء، 21/82)
میتوان گفت که آیات مذکور به این طلسمات قرآنی اشاره دارند.
توضیحات بدیع الزمان در مورد اشارات آیات مذکور، از این حیث که به موضوع ما روشنایی می بخشد، بسیار حائز اهمیت است.
این آیات که بیانگر آن است که حضرت سلیمان علیه السلام، جن و شیاطین و ارواح خبیثه را تحت فرمان خود درآورده و شرّشان را دفع نموده و در کارهای مفید به کار گرفته است، با زبان رمز و اشاره می گوید:
“جنها، که پس از انسان، مهمترین ساکنان با شعور زمین هستند، میتوانند به انسان خدمت کنند و با آنها ارتباط برقرار کرد. شیاطین نیز مجبور به ترک دشمنی و خدمترسانی میشوند، چه بخواهند چه نخواهند؛ چرا که خداوند متعال، آنها را به خدمت بندهای که از دستوراتش اطاعت میکند، درآورده است/به فرمان او قرار داده است.”
خداوند متعال به زبان رمز و اشاره در این آیه می فرماید:
«ای انسان! من جن و شیاطین و شرارتهایشان را به بنده مطیع خود مسخر میکنم. تو نیز اگر از دستورات من اطاعت کنی، بسیاری از موجودات، حتی جن و شیاطین، به فرمان تو درآمده و از تو اطاعت خواهند کرد.»
این آیه به موضوع احضار ارواح و ارتباط با جن، که از آمیختگی هنر و علم کشف شده توسط انسان و از حساسیت فوقالعاده مادی و معنوی آن ناشی میشود، اشاره دارد و حد نهایی آن را ترسیم میکند، مفیدترین شکل آن را تعیین میکند و حتی راه را برای آن باز میکند.
اما، آیات را به این منظور به کار نبرید که -مانند الان- گاهی به جن و شیاطین و ارواح خبیثه که خود را مردگان مینامند، پناه برده و به بازیچه و اسباببازی آنان درآیید، بلکه به منظور به کارگیری آنان با طلسمات قرآنی و رهایی از شرّشان است…
بله، اگر منظور از احضار ارواح پاک در آیات، آن است که امروزه متمدنان انجام میدهند، یعنی بیاحترامی به ارواح در آن عالم جدی و مهم و احضارشان به جای خود و به عنوان اسباببازی نیست، بلکه منظور آن است که با جدیت و برای هدفی جدی، مانند کسانی چون محییالدین عربی که هرگاه میخواست با ارواح ملاقات میکرد، و یا برخی از اهل ولایت که به جاذبههای آنان جذب شده و با آنان ارتباط برقرار میکردند و به جای آنان رفته و به عوالمشان تا حدودی نزدیک میشدند و از روحانیتشان بهره معنوی میبردند، آیات به این اشاره دارد و در آن اشاره، نوعی تشویق را القا میکند.
(برای متن اصلی، به کتاب “سخنان”، “سخن بیستم”، “مقام دوم” مراجعه شود)
با سلام و دعا…
اسلام در پرتو پرسشها