برادر/خواهر گرامی ما،
محیالدین شیخزاده، از شارحان بیضاوی، در مورد این فرمان چنین میگوید:
خداوند از روح خود در انسان دمیده است، یعنی بخشی از صفات خود را به او عطا کرده است. این صفات به ما داده شدهاند تا با آنها او را بشناسیم. علم، اراده و قدرت، از جمله این صفات هستند. ما در به وجود آوردن هر چیزی از این صفات استفاده میکنیم. مثلاً برای نوشتن حرف “الف” به این صفات نیازمندیم. اگر ندانیم، نمیتوانیم بنویسیم، اگر قدرت نداشته باشیم، حتی اگر بدانیم هم نمیتوانیم بنویسیم. و اگر قدرت هم داشته باشیم، اگر اراده نکنیم، نمینویسیم. به طور تمثیلی، وجود هر موجودی با تجلی این سه صفت الهی تحقق مییابد. بنابراین، پرسیدن سوالی مانند “چرا؟” بیمعناست. اگر او نداند، نخواهد و قدرت نداشته باشد، چنین آفرینشی وجود نخواهد داشت، همه چیز در تاریکی نیستی باقی خواهد ماند، یا به تعبیری دقیقتر…
قدرت الهی که به اشیاء وجود میبخشد، از نظر ماهیت ناشناخته و از نظر آثارش مشهور است. یعنی ما نمیدانیم آن قدرت چه نوع قدرتی است، اما آثار آن قدرت را هم در نفس خود و هم در جهان خارج همواره میبینیم. در تفسیر آیه، عطا، از امامان تابعین، چنین میگوید:
بنابراین، آنچه که گفته میشود: «اما چگونگی و ماهیت این قدرت بر ما مجهول است»، در واقع چیزی جز تجلیات قدرت الهی نیست. او با این قوانین در عالم به عمل میپردازد.
با سلام و دعا…
اسلام در پرتو پرسشها