درد و رنج کسی که قبل از مرگ می میرد چیست؟

پاسخ

برادر/خواهر گرامی ما،

پیش از مرگ، کسانی که مراتب وجودی متفاوتی داشتند، تلاش کردند تا مرگ را از مرتبه وجودی خودشان توصیف کنند:


«آنچه در جهان باور می‌شود، پس از مرگ آشکار خواهد شد. انسان پیش از مرگ، باید آن‌گونه زندگی کند که پس از مرگ، با دیدن حقایق، آرزو کند که آن‌گونه زیسته باشد. این به معنای مردن پیش از مرگ است.»

به نقل از مولانا:

مرگ

“مرگ ارادی” و “مرگ طبیعی”

به دو قسمت تقسیم می شود.

مرگ خودخواسته؛

تربیت صوفیانه به معنای تزکیه روح و رهایی از سلطه نفس است.

در مثنوی

«طوطی و بازرگان»

داستان او نیز گویای مطلب دیگری است:

تاجری که عازم هند بود، از همه اعضای خانواده‌اش پرسید که چه هدیه‌ای از آنجا برایشان بیاورد. همه خواسته‌هایشان را به او گفتند. تاجر طوطی زیبایی داشت که خیلی دوستش می‌داشت. طوطی در قفس بود. نوبت به طوطی محبوبش که رسید، پرنده از داخل قفس صدا زد:


«چیزی برایم نیاور. چیزی از من نبر. فقط سلام مرا به هم‌نوعانم، به خویشاوندانم، به آن‌هایی که در جنگل‌ها از شاخه‌ای به شاخه‌ای می‌پرند، برسان. دیگر چیزی نمی‌خواهم.»

تاجر قبل از آنکه کارش را تمام کند و به وطنش برگردد، به جنگل می‌رود تا آرزوی طوطی‌اش را برآورده کند. او به طوطی‌های جنگل می‌گوید که طوطی‌اش چه گفته و سلامش را می‌رساند. طوطی‌ها بلافاصله بی‌جان از شاخه‌ها به زمین می‌افتند. تاجر بسیار ناراحت می‌شود و با خود می‌گوید: «وای، من باعث مرگ این پرندگان شدم. معلوم است که این‌ها خویشاوندان طوطی من بوده‌اند.»

به وطن بازمی‌گردد و ماجرا را برای طوطی‌اش بازگو می‌کند. همین که ماجرا را تعریف می‌کند، طوطی ناگهان از شاخه‌ای که بر آن نشسته بود، بی‌جان به قفس می‌افتد. تاجر غمگین می‌شود،

“بدون فکر، یهویی تعریف کردم، دل اون پرنده کوچولو طاقت نیاورد.”

او با ناراحتی در قفس را باز می‌کند تا جسد پرنده را بیرون بیاورد، و درست در همان لحظه طوطی از قفس می‌پرد و پرواز می‌کند. در حال دور شدن، به تاجر صدا می‌زند؛


«وقتی سلامم را رساندی، هم‌نوعانم در جنگل فهمیدند که من در قفس هستم و می‌خواهم آزاد شوم. با زبان حال به من فهماندند که برای رهایی، فقط باید مرد. خودشان را به مردن زدند و به زمین افتادند. من این درس را فهمیدم و بلافاصله نقش مرده را بازی کردم. آن وقت بود که از قفس رها شدم.»

تنها راه رهایی انسان از قفس آز و نقص های بشری که در آن گرفتار شده است، این است که…

«پیش از مرگ، مردن»

لازم است. باید با ریاضت نفس (تهذیب نفس) به پاکی و آرامش برسد.

همانطور که تاجر در قفس را باز کرد تا پرنده مرده ای را که دیگر به کارش نمی آمد از قفس بیرون بیندازد،

نفس اماره نیز با تربیت، دروغ، ریا، تکبر، حیله، کینه، نفرت، شر و… را از بین می برد و دستخوش تغییر می شود، دری بسته می شود و دری دیگر باز می شود، و نفس در سفر زندگی واقعی زنده شده و به راه خود ادامه می دهد.

لذیذ

-که آن، حقیقت انسان است-

با مردن در حالت قبلی و زنده شدن در حالت بعدی

“مطمئنه”

هنگامی که به مقام خود برسد، قبل از مرگ طبیعی، با ماهیتی جاودانه زنده می شود؛ و این حالت پس از آن است.

«خداوند از او خشنود است و او نیز از پروردگارش خشنود است، و به بندگی و بهشت دعوت می‌شود».

قبل از مردن، برای مردن.

«جهاد اکبر»

آنها که از این وضعیت خارج می‌شوند، نعمتی بی‌بدیل برای جامعه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند.


برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید:


– حدیث شریف “پیش از آنکه بمیرید، بمیرید!” را چگونه باید فهمید؟

– مردگان پیش از مرگ

– آیا حفر و آماده کردن قبر قبل از مرگ جایز است؟

– آیا برای بنده خوب بودن باید از دنیا دست کشید؟

– “دنیا را نه با جسم، بلکه با قلب ترک کردن” به چه معناست؟

– ترک دنیا به چه معناست؟ (ویدئو).


با سلام و دعا…

اسلام در پرتو پرسش‌ها

آخرین سوالات

سوال روز