اگر مردی در آستانه پایان عده همسرش به او بازگردد، آیا عده جدیدی لازم است؟

جزئیات سوال


– اگر مردی در آستانه پایان عده همسرش به او رجوع کند و سپس قبل از وقوع خلوت شرعی مجدداً طلاق دهد، آیا عده از نو لازم است؟

– یا اینکه زن باید عده‌اش را از همان جایی که قطع شده، ادامه دهد؟

پاسخ

برادر/خواهر گرامی ما،

مردی که با همسر مطلقه خود در دوران عده ازدواج مجدد کند یا با رجوع به او بازگردد، با این ازدواج جدید، عده همسرش را باطل می‌کند. زیرا زن در اصل عده را از همین شوهر می‌گذرانده است. اما اگر بعد از این ازدواج مجدداً طلاق بگیرند، زن باید عده جدیدی را سپری کند. این حالت را…

تجدید عده

نامیده می شود.

در اینجا دو حالت وجود دارد:

یکی

طلاق رجعی

دیگری

طلاق با لفظ “بائن”.


طلاق به روش رجعی:


به حنفی ها

اگر مردی همسرش را با طلاق رجعی طلاق دهد، سپس در دوران عده

اگر مردی پس از رجوع به همسرش، مجدداً او را طلاق دهد، زن باید به دلیل این طلاق دوم، عده جدیدی را سپری کند.

بعد از این رجوع، چه با زن همبستری شده باشد و چه نشده باشد، تفاوتی ندارد. زیرا عده اول با رجوع به پایان رسیده است و زن به عنوان همبستر شده محسوب می شود.(1)


شافعیان

آنها بر این باورند که اگر پس از رجوع، زفاف صورت گرفته باشد، طلاق مستلزم عدت جدیدی خواهد بود.

اما اگر زفاف صورت نگرفته باشد، طبق نظر سابق، به همان عده اول ادامه می‌دهد. طبق نظر جدید، عده جدیدی را شروع می‌کند.(2)


طلاق باین (طلاق قطعی):

اگر مردی بعد از زفاف، همسرش را با طلاق بائن یک یا دو بار طلاق داده باشد و زن در دوران عده باشد،

اگر ازدواج کند و بعد از شب زفاف دوباره طلاق بگیرد.

زن باید عدت جدیدی را شروع کند.

اما در ازدواج دوم

اگر قبل از زفاف طلاق بگیرد

ابوحنیفه و ابویوسف به این زن

به یک دوره انتظار جدید نیاز خواهد بود.

به این نظرند که چون این زن با عقد ازدواج دوم به حالت ازدواج اول خود بازگشته و این به منزله همبستری با اوست، لذا عده مستقل لازم است.(3)

امام محمد و شافعیان به این زن

نیازی به عده جدیدی نخواهد بود.

او بر این باور است که باید عده اول را به اتمام برساند. زیرا این زن در واقع قبل از زفاف طلاق گرفته است. عده اولی که بعد از زفاف واجب است، بعد از ازدواج دوم ساقط نمیشود. بنابراین، لازم است آن را به اتمام برساند.(4)


برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید:



– عِدَّت.




پانویس‌ها:



۱) مَیْدانی، اللُباب، (بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۹۹۷)، ج ۲، ص ۲۰۶؛ م. محی‌الدین عبدالحمید، احوال الشخصیه فی الشریعه الاسلامیه، (دارالکتاب العربی، بی‌تا)، ص ۳۴۴.

٢) نووی، المجموع، ٢٠، ص ٥٨؛ ابن قدامه، المغنی، (بیروت: دار الکتب العلمیه، ١٩٩٤)، ٧، ٣٢٣.

٣) عبدالحمید، احوال الشخصیه، دارالکتاب العربی، بی تا، ص ٣٤٥.

۴) عبدالحمید، احوال الشخصیه، ص ۳۴۵؛ نووی، المجموع، تحقیق محمد نجیب المطيعی، بیروت: دار إحياء التراث العربي، ۱۹۹۵، ج ۲۰، ص ۵۸.


با سلام و دعا…

اسلام در پرتو پرسش‌ها

آخرین سوالات

سوال روز