آیا اینکه پلنگ را از خانواده گربه‌سانان بدانیم، مسئولیت معنوی به همراه دارد؟

پاسخ

برادر/خواهر گرامی ما،



وظیفه علم

هدف از بررسی موجودات در این عالم، که به عنوان کتاب جهان هستی نامیده می شود، ارائه اطلاعات دقیق در مورد آنها است.

این امر هم در سطح میکروسکوپی و هم در سطح ماکروسکوپی صادق است. به این معنا که دین اسلام از ما می‌خواهد تا در مورد چگونگی و نحوه آفرینش هر موجودی، از اتم گرفته تا کهکشان‌ها، تحقیق کنیم و دانشمندان و تلاش‌های علمی را مورد ستایش قرار می‌دهد.



شناخت خدا

این امر با شناخت و تحقیق در مورد آثار او در جهان هستی امکان پذیر است.

تفکر در آفرینش های هدفمند، حکیمانه، هنرمندانه، سنجیده و برنامه ریزی شده که توسط مطالعات علمی آشکار شده است، برتر از یک سال عبادت نافله دانسته می شود و این نوع ارزیابی ها به دلیل اینکه پله ای برای معرفت الله، یعنی شناخت و معرفت خداوند است، مورد ستایش قرار می گیرد.

آنچه اسلام آن را تأیید نمی‌کند، مناسب نمی‌داند و رد می‌کند، این است که خداوند را از صحنه خارج کرده و وجود این موجودات را به تصادف و طبیعت نسبت داده و ادعا شود که خود به خود به وجود آمده‌اند.

نظرات و دیدگاه‌هایی که در مورد چگونگی پیدایش موجودات مطرح می‌شود، به شرطی که در آن مورد آیه صریحی وجود نداشته باشد، می‌توان به هر شکلی که بخواهیم مورد ارزیابی قرار داد، با این شرط که آن را از آثار و مخلوقات خداوند بدانیم.

برای آنکه یک مسلمان در مورد خلقت، گام‌های استوار و مطمئنی بردارد و ارزیابی درستی داشته باشد، لازم است دست‌کم به ترجمه قرآن و احادیثی در مورد خلقت موجودات، نظری بیفکند. در غیر این صورت، به مدافعی بیهوده از اندیشه‌های فیلسوفان در مورد خلقت تبدیل می‌شود، بدون آنکه به درستی و نادرستی آن توجه کند. چنین وضعیتی برای یک مسلمان متفکر و پژوهشگر، رفتاری شایسته نخواهد بود.

پس از این مقدمه، به سراغ سؤال می‌رویم. او می‌خواهد بداند که آیا قرار دادن پلنگ در رده‌ی گربه‌سانان، از نظر دینی و از دیدگاه اسلام، مسئولیتی معنوی به همراه دارد یا خیر.


خداوند در قرآن از آفرینش خاص انسان سخن می‌گوید؛ در مورد موجودات دیگر حکم صریحی به چشم نمی‌خورد.

با این حال، تصریح شده است که هر موجود زنده‌ای از آب آفریده شده است. همواره امکان وجود تفاسیر و ارزیابی‌های متفاوتی در مورد معنای “آفریده شدن از آب” وجود دارد.

طبقه بندی موجودات بر اساس معیارهای مختلف و بیان شباهت ها و تفاوت های میان آنها، لازمه ی کار علمی است. با در نظر گرفتن این موجودات به عنوان مخلوقات الهی، این امر با اسلام منافاتی ندارد.

فلاسفه آتئیست امروزی، انسان را به طور مداوم درگیر گذشته و چگونگی پیدایش موجودات در گذشته می‌کنند و او را به آن گذشته مشغول می‌دارند، به همین دلیل انسان از شگفتی و کمال خلقت خویش غافل می‌ماند. او از بس به گذشته مشغول است، فرصتی برای اندیشیدن به خلقت خویش نمی‌یابد.



در حالی که به تازگی، موجودات تک سلولی زنده ای کشف شده اند.

آن انسان که از یک سلول به وجود آمده و امروز می‌اندیشد، سخن می‌گوید، می‌خورد و می‌نوشد، غمگین و شاد می‌شود، رؤیا می‌بافد و گویی تمام جهان را در دستان خود گرفته و آن را از همه جوانب ارزیابی می‌کند و هر لحظه سلول‌های بسیاری در بدنش بازآفرینی می‌شوند، این آفرینش خود را به چه کسی مدیون است؟

انسانی که به این نکته توجه کند، در یافتن خالق خود هرگز دچار سختی نخواهد شد. او به آسانی خواهد پذیرفت که خالقش، که با علم، اراده و قدرت خود او را از یک سلول به این حالت رسانده، همانطور که امروزه گیاهان، جانوران و انسان‌ها را از یک سلول خلق می‌کند، آفرینش نخستین موجودات را نیز با همان سهولت و آسانی آفریده است.

«کسی که امروز را آفرید، دیروز را هم آفرید، و به آسانی فردا را هم خواهد آفرید.»

و بدین ترتیب، بسیاری از تردیدها و ابهامات در مورد آفرینش از بین خواهد رفت.

بنابراین، برای درک چگونگی آفرینش اولیه موجودات، که ما قادر به بازآفرینی و تکرار آن در آزمایشگاه نیستیم، باید به چگونگی آفرینش این موجودات در زمان حال بنگریم. در غیر این صورت، اگر فقط به گذشته بچسبیم، به وکیل بیهوده فلاسفه ملحد تبدیل می‌شویم و از ایده‌های باطل و بی‌ارتباط با حقیقت آنان، به عنوان دانش علمی، با شور و شوق دفاع می‌کنیم.

این امر، یک مسلمان را تحت مسئولیت معنوی بسیار بزرگی قرار می دهد.


با سلام و دعا…

اسلام در پرتو پرسش‌ها

آخرین سوالات

سوال روز